|
خدایا
سپاسگذارم
به خاطر اینکه زمان را افریدی
تا بتوانم در لحظه ای
هر آنچه را که بر من اتفاق افتاده
را فراموش کنم
و این بدین معنی است که
من می توانم دوباره آغاز کنم
دلم به تاخت برو و باز هم برو افق را بشکاف و از تصور هر تصویری رد شو ولی مراقب باش دلی را نشکنی زهری به کام شیرین کسی نچکانی آشنایی را با زمین و زمینیان بیگانه نکنی و غریبی را بی عنایت دوستی و همراهی در غربت رها نکنی مراقب باش آشتی ها را قهر نکنی و قهر ها را بی بهانه خط بزنی مراقب باش بسیارند دست هایی که مشتاق نوازشند و پرسش هایی که منتظر خواهشند و گم کرده را هایی که به دنبال نشانه اند انان که تو می توانی کوزه های خالی شان را پر کنی و نوش دارویی برای زخم های پنهان روحشان باشی دلم به تاخت برو اما بدان در این مسیر کسی هست که تو را می نگرد
كاش مي شد باران برشيشه دل تنهاي كسي خط آبي مي شد بوسه بر مردم ديده مي زد كه تاري اش بهانه اي جز اشك شوق ندارد كاش مي شد نسيمي اين دل خفته ي ما را مي برد بر پر آن شاپركي كه همه شوقش از باران قطره آبي است در دل گل تا بنوشد با ناز
ماه روشني اش را در سراسر آسمان مي پراكند و لكه هاي سياهش را براي خودش نگه مي دارد اين گونه باشيم |
About
من یک دوست 20 ساله هستم که برای دل خودم می نویسم و نوشته هایم از باور ها و افکارم سر چشمه می گیرد امیدوارم شما هم خوشتون بیاد Archivesهفته چهارم فروردین 1388هفته چهارم بهمن 1387 هفته سوم بهمن 1387 هفته دوم بهمن 1387 Links |